حداکثر دهانه سقف عرشه فولادی عدد ثابتی برای تمام ساختمان ها و تمام انواع ورق های عرشه نیست. فاصله قابل اجرای ورق به ارتفاع پروفیل، ضخامت ورق گالوانیزه، وزن بتن تازه، نوع تکیه گاه، تعداد دهانه های پیوسته، بارهای اجرایی و استفاده یا عدم استفاده از شمع بندی بستگی دارد. به همین دلیل، اعلام یک عدد قطعی بدون بررسی نقشه سازه و جدول بار محصول می تواند باعث انتخاب نادرست ورق و افزایش خطر تغییر شکل سقف شود.
در پروژه های متعارف، فاصله تیرهای فرعی معمولا به گونه ای تعیین می شود که ورق عرشه بتواند در مرحله بتن ریزی وزن خود، بتن تازه و بارهای اجرایی را تحمل کند. پس از سخت شدن بتن، ورق و دال بتنی وارد مرحله بهره برداری می شوند و رفتار سقف با مرحله اجرای بتن متفاوت خواهد بود. این تفاوت یکی از مهم ترین موضوعاتی است که هنگام تعیین دهانه سقف عرشه فولادی باید در نظر گرفته شود.
هرچه دهانه میان تیرهای فرعی بیشتر شود، لنگر خمشی، خیز ورق و احتمال کمانش موضعی افزایش پیدا می کند. برای جبران این شرایط ممکن است استفاده از ورق ضخیم تر، پروفیل عمیق تر، تیر فرعی بیشتر یا شمع بندی موقت ضروری باشد. تصمیم نهایی باید توسط مهندس محاسب و بر اساس مشخصات واقعی محصول گرفته شود.
آیا برای حداکثر دهانه سقف عرشه فولادی عدد ثابتی وجود دارد؟
برای تمام ورق های عرشه فولادی نمی توان یک حداکثر دهانه مشترک تعیین کرد، زیرا شکل هندسی و ظرفیت هر پروفیل با مدل دیگر متفاوت است. استاندارد ANSI/SDI SD-2022 نیز طراحی عرشه فولادی را بر اساس مشخصات مقطع، بارگذاری، شرایط تکیه گاهی و مرحله عملکرد سقف بررسی می کند و یک عدد عمومی را برای همه محصولات ارائه نمی دهد.
جداول تولیدکنندگان نشان می دهند که حتی برای یک نوع پروفیل، تغییر ضخامت ورق یا تبدیل حالت تک دهانه به دو یا سه دهانه پیوسته می تواند فاصله مجاز بدون شمع بندی را به مقدار قابل توجهی تغییر دهد. ضخامت بیشتر ورق معمولا ظرفیت خمشی را افزایش می دهد و عملکرد پیوسته ورق روی چند تکیه گاه نیز می تواند توزیع نیرو را بهبود دهد.
بنابراین عددی مانند ۲، ۳ یا ۴ متر فقط زمانی قابل استفاده است که نوع ورق، ضخامت، عمق پروفیل، ضخامت بتن و حالت تکیه گاهی آن مشخص باشد. فاصله ای که برای یک ورق خاص مجاز است ممکن است برای ورق دیگر باعث خیز بیش از حد یا آسیب در مرحله بتن ریزی شود.
پیشنهاد خواندنی: سینی کابل سبدی
تفاوت دهانه ورق عرشه و دهانه سقف مرکب چیست؟
اصطلاح دهانه سقف عرشه فولادی ممکن است به دو مفهوم متفاوت اشاره کند. مفهوم اول، فاصله آزاد میان تیرهای فرعی است که ورق در زمان نصب و بتن ریزی باید آن را تحمل کند. مفهوم دوم، دهانه دال مرکب پس از سخت شدن بتن و شروع بهره برداری ساختمان است.
مخلوط کردن این دو مفهوم یکی از دلایل اصلی برداشت اشتباه از جداول فنی است. ممکن است یک سقف پس از سخت شدن بتن ظرفیت مناسبی برای تحمل بار بهره برداری داشته باشد، اما ورق آن در زمان بتن ریزی نتواند همان فاصله را بدون شمع موقت طی کند.
دهانه ورق در مرحله بتن ریزی
در مرحله ساخت، ورق عرشه هنوز با بتن سخت شده عملکرد مرکب ندارد و باید وزن خود، وزن بتن خیس و بارهای ناشی از کارگران و تجهیزات را تحمل کند. بیشتر جداول دهانه بدون شمع بندی نیز با در نظر گرفتن همین مرحله تهیه می شوند. راهنمای Steel Deck Institute توضیح می دهد که جداول رایج دهانه بدون شمع معمولا بار ساخت گسترده یا بار متمرکز اجرایی را نیز در محاسبات وارد می کنند.
در این مرحله، خیز ورق اهمیت زیادی دارد. افزایش خیز می تواند باعث افزایش ضخامت موضعی بتن، بیشتر شدن وزن سقف، ایجاد ناهمواری و تحمیل بار اضافه به ورق شود. جداول رسمی برخی تولیدکنندگان، کنترل خیز ناشی از بتن تازه را نیز در تعیین حداکثر دهانه بدون شمع بندی لحاظ می کنند.
به همین دلیل، دهانه بدون شمع بندی معمولا محدود کننده ترین وضعیت در طراحی اولیه مسیر تیرهای فرعی است. اگر ورق نتواند بار مرحله ساخت را تحمل کند، باید فاصله تیرهای فرعی کاهش یابد یا از شمع و تکیه گاه موقت استفاده شود.
دهانه دال پس از سخت شدن بتن
پس از رسیدن بتن به مقاومت مورد نیاز، سیستم وارد مرحله بهره برداری می شود. در این مرحله، بتن و ورق عرشه می توانند مطابق طراحی به صورت یک دال مرکب عمل کنند. ظرفیت نهایی سقف باید در برابر خمش، برش، خیز، ارتعاش و بارهای وارد شده در طول عمر ساختمان کنترل شود.
ممکن است سقف در مرحله بهره برداری ظرفیت عبور از یک دهانه مشخص را داشته باشد، اما اجرای همان دهانه بدون شمع بندی امکان پذیر نباشد. در چنین شرایطی، شمع موقت فقط در دوره بتن ریزی و گیرش بتن استفاده می شود و پس از رسیدن بتن به مقاومت تعیین شده برداشته خواهد شد.
استانداردها و جداول فنی میان ظرفیت ورق در مرحله ساخت و ظرفیت دال مرکب در مرحله بهره برداری تفاوت قائل می شوند. به همین دلیل، مهندس طراح باید هر دو مرحله را جداگانه کنترل کند و تنها به جدول بار نهایی دال اکتفا نکند.
جدول تقریبی دهانه ورق های عرشه فولادی
اعداد جدول زیر فقط برای درک تاثیر عمق پروفیل و ضخامت ورق ارائه شده اند و نباید به عنوان مبنای طراحی یا سفارش محصول استفاده شوند. جداول رسمی تولیدکنندگان نشان می دهند که ورق های کم عمق، متوسط و عمیق می توانند بازه های بسیار متفاوتی از دهانه بدون شمع را پوشش دهند. نوع بتن، شرایط تکیه گاهی و ضخامت ورق نیز نتیجه را تغییر می دهد.
| گروه ورق عرشه | بازه تقریبی دهانه بدون شمع | شرایط تاثیرگذار | کاربرد کلی |
|---|---|---|---|
| پروفیل کم عمق | حدود ۱.۵ تا ۳ متر | ضخامت ورق، وزن بتن و حالت تک یا چند دهانه | پروژه های دارای فاصله کم تیرهای فرعی |
| پروفیل متوسط | حدود ۲.۵ تا ۴ متر | ارتفاع گام، ضخامت ورق و پیوستگی تکیه گاه ها | ساختمان های متعارف و چند طبقه |
| پروفیل عمیق | بیشتر از ۴ متر در شرایط طراحی شده | مقطع تخصصی، ورق ضخیم و کنترل دقیق بار | پروژه های خاص با دهانه های بزرگ |
| ورق همراه شمع موقت | بیشتر از ظرفیت بدون شمع محصول | تعداد و محل شمع ها و زمان برداشتن آن ها | کاهش تعداد تیرهای فرعی در مرحله اجرا |
برخی جداول رسمی برای ورق های با عمق حدود ۱.۵ اینچ، بسته به ضخامت و شرایط تکیه گاهی، دهانه های بدون شمع تقریبی از کمتر از ۲ متر تا حدود ۳.۵ متر را نشان می دهند. برای پروفیل های عمیق تر، مقادیر بالاتری نیز ثبت شده است، اما این اعداد مربوط به محصولات و شرایط مشخص همان جداول هستند و نمی توان آن ها را مستقیما برای ورق های تولید شده در پروژه دیگر استفاده کرد.
در بازار ایران، نوع فرمینگ، ارتفاع گام، عرض مفید و ضخامت ورق ممکن است با محصولات موجود در جداول خارجی تفاوت داشته باشد. بنابراین جدول بار کارخانه تولیدکننده و محاسبات مهندس سازه باید مبنای انتخاب قرار گیرد.
عوامل موثر بر حداکثر دهانه سقف عرشه فولادی
حداکثر فاصله میان تیرهای فرعی فقط به یک ویژگی ورق وابسته نیست. مشخصات مقطع، بار بتن، نوع تکیه گاه و نحوه اجرای سقف به صورت همزمان بر ظرفیت دهانه اثر می گذارند. حتی تغییر کوچک در ضخامت بتن می تواند وزن مرحله ساخت را افزایش دهد و دهانه مجاز بدون شمع را کاهش دهد.
برای تعیین دهانه مناسب باید اطلاعات ورق و پروژه در کنار یکدیگر قرار گیرند. استفاده از ضخامت ورق به تنهایی یا انتخاب فاصله تیرها بر اساس تجربه یک پروژه قبلی، روش مطمئنی برای طراحی سقف نیست.
ضخامت ورق عرشه فولادی
افزایش ضخامت ورق معمولا باعث افزایش ظرفیت خمشی و کاهش خیز آن می شود. به همین دلیل، یک پروفیل با ورق ضخیم تر می تواند در شرایط یکسان دهانه بیشتری را نسبت به همان پروفیل با ورق نازک تر پوشش دهد. این تفاوت در جداول تولیدکنندگان به صورت تغییر دهانه مجاز میان ضخامت های مختلف قابل مشاهده است.
با این حال، افزایش ضخامت ورق همیشه بهترین یا اقتصادی ترین راهکار نیست. ورق ضخیم تر وزن و هزینه بیشتری دارد و ممکن است اضافه کردن یک تیر فرعی یا استفاده از شمع موقت برای پروژه به صرفه تر باشد. انتخاب میان این گزینه ها به تعداد طبقات، زمان اجرا و هزینه مصالح بستگی دارد.
ضخامت اسمی ورق باید با محصول تحویلی مطابقت داشته باشد. استفاده از ورقی نازک تر از مقدار درج شده در نقشه یا جدول بار می تواند ظرفیت دهانه را کاهش دهد و ایمنی بتن ریزی را تحت تاثیر قرار دهد.
ارتفاع و شکل پروفیل عرشه
ارتفاع گام و شکل هندسی ورق تاثیر مستقیم بر ممان اینرسی و ظرفیت خمشی مقطع دارند. پروفیل عمیق تر معمولا سختی بیشتری ایجاد می کند و می تواند برای عبور از دهانه های بلندتر مناسب باشد. با این حال، عرض بال و جان، زاویه فرمینگ و نحوه ایجاد برجستگی های اتصال نیز در عملکرد مقطع موثر هستند.
دو ورق با ارتفاع یکسان ممکن است به دلیل تفاوت در شکل هندسی و ضخامت، ظرفیت مشابهی نداشته باشند. به همین دلیل، انتخاب ورق فقط بر اساس اصطلاحاتی مانند فرمینگ ۶۵ یا فرمینگ ۷۵ کافی نیست و باید جدول مشخصات کامل همان محصول بررسی شود.
تغییر فرم ورق در کارگاه، له شدگی گام ها یا آسیب ناشی از حمل نیز می تواند ظرفیت واقعی مقطع را کاهش دهد. ورق هایی که تغییر شکل محسوس دارند باید پیش از نصب بررسی شوند.
ضخامت و وزن بتن
هرچه ضخامت بتن بیشتر باشد، وزن بتن تازه وارد شده بر ورق نیز افزایش پیدا می کند. این وزن در مرحله ساخت مستقیما توسط ورق و تکیه گاه ها تحمل می شود و می تواند دهانه بدون شمع را کاهش دهد. جداول رسمی دهانه، ضخامت کل دال و وزن مخصوص بتن را از عوامل اصلی محاسبه می دانند.
استفاده از بتن معمولی و بتن سبک نیز نتایج متفاوتی ایجاد می کند. بتن سبک وزن کمتری به ورق وارد می کند، اما انتخاب آن باید با مشخصات طراحی، مقاومت مورد نیاز و شرایط اجرایی پروژه هماهنگ باشد.
تجمع بتن در یک ناحیه هنگام تخلیه نیز می تواند بار متمرکز بزرگی ایجاد کند. بتن نباید بدون برنامه در یک نقطه انباشته شود و روش توزیع آن باید با ظرفیت ورق و برنامه بتن ریزی هماهنگ باشد.
حالت تک دهانه و چند دهانه
ورقی که فقط میان دو تیر قرار گرفته است، به صورت تک دهانه عمل می کند. اگر یک ورق پیوسته از روی چند تیر عبور کند، رفتار آن به حالت دو یا چند دهانه تغییر می کند. در بسیاری از جداول، دهانه مجاز ورق پیوسته بیشتر از حالت تک دهانه است، زیرا نیروها میان تکیه گاه های بیشتری توزیع می شوند.
این مزیت زمانی ایجاد می شود که ورق دارای طول و همپوشانی مناسب باشد و پیوستگی واقعی آن روی تکیه گاه ها حفظ شود. کوتاه بودن ورق یا قطع شدن آن روی هر تیر می تواند رفتار مورد انتظار چند دهانه را از بین ببرد.
طراح نباید ظرفیت حالت سه دهانه را برای ورقی استفاده کند که در عمل به صورت تک دهانه نصب شده است. طول سفارش ورق، محل درزها و برنامه نصب باید با فرضیات محاسبات هماهنگ باشند.
بارهای اجرایی روی سقف
در زمان بتن ریزی، علاوه بر وزن ورق و بتن تازه، بار کارگران، ابزار، شیلنگ پمپ و تجهیزات اجرایی نیز به سقف وارد می شود. جداول حداکثر دهانه بدون شمع با فرض بارهای مشخصی تهیه می شوند و اگر بار واقعی کارگاه بیشتر باشد، نتیجه جدول دیگر معتبر نخواهد بود.
انبار کردن میلگرد، بسته های ورق یا تجهیزات سنگین روی عرشه نصب شده می تواند بار متمرکز ایجاد کند. این موضوع به ویژه در وسط دهانه و پیش از بتن ریزی خطر بیشتری دارد.
برنامه حمل و توزیع مصالح باید به گونه ای تنظیم شود که هیچ بخش از ورق بیش از ظرفیت طراحی شده بارگذاری نشود. در پروژه های دارای شرایط خاص، محاسب باید بارهای اجرایی واقعی را در کنترل دهانه وارد کند.
پیشنهاد خواندنی: خرید سبد کابل
حداکثر دهانه بدون شمع بندی چگونه تعیین می شود؟
حداکثر دهانه بدون شمع فاصله ای است که ورق می تواند در مرحله نصب و بتن ریزی، بدون استفاده از تکیه گاه موقت، تحمل کند. این دهانه با کنترل مقاومت خمشی، خیز، کمانش موضعی و ظرفیت ناحیه تکیه گاهی تعیین می شود. جداول تولیدکنندگان نیز معمولا مقادیر جداگانه ای برای حالت تک، دو و سه دهانه ارائه می کنند.
برای استفاده از جدول باید نوع دقیق پروفیل، ضخامت ورق، ضخامت دال و نوع بتن مشخص باشد. سپس حالت قرارگیری ورق روی تیرها با ستون مربوط به تک دهانه یا چند دهانه مقایسه می شود. اگر فاصله واقعی بیشتر از مقدار مجاز باشد، اجرای بدون شمع قابل قبول نخواهد بود.
نباید عدد جدول یک کارخانه برای محصول مشابه کارخانه دیگر استفاده شود. تفاوت در فولاد پایه، شکل فرمینگ، عرض بال ها، برجستگی های ورق و تلرانس تولید می تواند ظرفیت محصول را تغییر دهد.
شمع بندی چه تاثیری بر افزایش دهانه دارد؟
شمع بندی موقت طول آزاد ورق را در مرحله بتن ریزی کاهش می دهد. برای مثال، قرار دادن یک ردیف شمع در وسط دهانه می تواند ورق را در مرحله ساخت به دو دهانه کوتاه تر تقسیم کند. در نتیجه، خیز و لنگر وارد شده به ورق کاهش پیدا می کند و امکان اجرای فاصله بیشتر میان تیرهای اصلی یا فرعی فراهم می شود.
محل شمع ها، فاصله آن ها، ظرفیت پایه ها و شرایط تکیه گاه زیرین باید طراحی و کنترل شود. قرار دادن چند پایه ضعیف یا نامنظم بدون تیر توزیع کننده، شمع بندی مطمئنی ایجاد نمی کند. شمع ها باید وزن بتن و بارهای اجرایی را بدون نشست یا جابجایی تحمل کنند.
زمان برداشتن شمع ها نیز باید بر اساس مقاومت بتن و نظر مهندس ناظر تعیین شود. باز کردن زودهنگام تکیه گاه ها می تواند باعث ایجاد خیز دائمی یا ترک در دال شود. استفاده از شمع نباید به عنوان روشی برای حذف محاسبات ورق در نظر گرفته شود.
نقش فاصله تیرهای فرعی در دهانه سقف
در سقف عرشه فولادی، ورق معمولا عمود بر تیرهای فرعی نصب می شود و فاصله همین تیرها دهانه ورق را تشکیل می دهد. کاهش فاصله تیرهای فرعی، دهانه ورق را کوتاه تر می کند و اجرای بدون شمع را آسان تر می سازد. در مقابل، افزایش فاصله تیرها ممکن است مصرف فولاد اسکلت را کاهش دهد، اما به ورق قوی تر یا شمع بندی نیاز داشته باشد.
انتخاب فاصله تیرهای فرعی باید با یک بررسی اقتصادی کلی انجام شود. اضافه کردن تیر فرعی هزینه فولاد، ساخت و نصب اسکلت را افزایش می دهد، در حالی که استفاده از ورق ضخیم تر نیز هزینه سقف را بالا می برد. شمع بندی می تواند هزینه نیروی اجرایی و زمان پروژه را بیشتر کند.
بهترین فاصله، عددی نیست که فقط کمترین مصرف ورق یا تیر را ایجاد کند. فاصله مناسب باید مجموع هزینه اسکلت، عرشه، شمع بندی، بتن و مدت اجرا را کاهش دهد و الزامات فنی پروژه را نیز تامین کند.
خیز ورق چه ارتباطی با حداکثر دهانه دارد؟
خیز به تغییر شکل عمودی ورق در اثر بار گفته می شود. با افزایش دهانه، خیز ورق به سرعت افزایش پیدا می کند و ممکن است پیش از رسیدن مقطع به ظرفیت نهایی، معیار تغییر شکل تعیین کننده شود. به همین دلیل، کنترل مقاومت به تنهایی برای تعیین دهانه کافی نیست.
اگر ورق در زمان بتن ریزی خیز زیادی داشته باشد، ضخامت بتن در وسط دهانه بیشتر از مقدار طراحی می شود. افزایش بتن نیز وزن بیشتری ایجاد می کند و می تواند خیز را تشدید کند. این چرخه علاوه بر افزایش مصرف بتن، سطح نهایی سقف را نیز نامنظم می کند.
در جداول رسمی تولیدکنندگان، محدودیت خیز بتن تازه معمولا همراه با کنترل مقاومت بررسی می شود. برخی جداول حداکثر تغییر شکل را بر اساس نسبت دهانه به ۱۸۰ یا یک مقدار محدود کننده مشخص کنترل می کنند.
اشتباهات رایج در تعیین دهانه سقف عرشه فولادی
یکی از اشتباهات متداول، انتخاب فاصله تیرهای فرعی فقط بر اساس یک عدد عمومی است. عباراتی مانند عرشه فولادی تا ۳ متر یا ۴ متر بدون شمع اجرا می شود، تنها زمانی معنا دارند که نوع ورق، ضخامت، عمق پروفیل، وزن بتن و حالت تکیه گاهی مشخص باشد.
اشتباه دیگر، استفاده از جدول بار یک پروفیل مشابه برای محصول موجود در پروژه است. شباهت ظاهری ورق ها به معنی یکسان بودن ظرفیت آن ها نیست. اطلاعات فنی باید مربوط به همان تولیدکننده، همان ضخامت و همان شکل پروفیل باشد.
نادیده گرفتن بارهای حین بتن ریزی، انبار کردن مصالح روی ورق و برداشتن زودهنگام شمع ها نیز از خطاهای اجرایی مهم هستند. ظرفیت محاسبه شده زمانی معتبر است که روش اجرا با فرضیات طراحی هماهنگ باشد.
پیشنهاد خواندنی: سینی کابل
چگونه دهانه مناسب پروژه را مشخص کنیم؟
برای تعیین دهانه مناسب، ابتدا نقشه سازه و فاصله تیرهای فرعی بررسی می شود. سپس نوع پروفیل عرشه، ضخامت ورق، ضخامت بتن و وزن مخصوص بتن مشخص خواهد شد. پس از آن باید حالت تک دهانه یا پیوسته بودن ورق و بارهای اجرایی تعیین شود.
اطلاعات پروژه با جدول بار معتبر محصول مقایسه می شود. اگر فاصله تیرها کمتر از دهانه مجاز بدون شمع باشد، امکان اجرای ورق بدون تکیه گاه موقت وجود دارد. اگر فاصله بیشتر باشد، باید پروفیل یا ضخامت ورق تغییر کند، تیر فرعی اضافه شود یا شمع بندی طراحی گردد.
این بررسی باید پیش از سفارش ورق انجام شود. تغییر ضخامت یا فرمینگ پس از تولید ورق می تواند هزینه و تاخیر زیادی ایجاد کند. هماهنگی میان مهندس محاسب، تولیدکننده ورق و مجری سقف، احتمال دوباره کاری را کاهش می دهد.
جمع بندی و سخن نهایی
حداکثر دهانه سقف عرشه فولادی به ضخامت ورق، شکل و ارتفاع پروفیل، ضخامت بتن، وزن بتن تازه، شرایط تکیه گاهی، بارهای اجرایی و استفاده از شمع بندی بستگی دارد. به همین دلیل، یک عدد ثابت را نمی توان برای تمام پروژه ها اعلام کرد.
در ورق های متعارف، فاصله تیرهای فرعی معمولا در محدوده ای انتخاب می شود که ورق بتواند بار مرحله بتن ریزی را بدون خیز نامناسب تحمل کند. دهانه های بیشتر نیز با استفاده از ورق قوی تر، پروفیل عمیق تر، شمع بندی یا تغییر آرایش تیرهای فرعی قابل بررسی هستند.
مبنای تصمیم گیری باید جدول بار معتبر محصول و محاسبات مهندس سازه باشد. انتخاب دهانه بر اساس تجربه پروژه دیگر یا عددهای عمومی می تواند باعث افزایش خیز، مصرف بتن، هزینه اجرا و خطرات ایمنی شود.
سوالات متداول درباره حداکثر دهانه سقف عرشه فولادی
۱- حداکثر دهانه عرشه فولادی بدون شمع چند متر است؟
عدد ثابتی وجود ندارد، اما در بسیاری از پروفیل های متعارف، دهانه های بدون شمع در بازه تقریبی ۲ تا ۳.۵ متر مشاهده می شوند. ضخامت ورق، عمق پروفیل، ضخامت بتن و حالت تک یا چند دهانه می توانند این مقدار را تغییر دهند. برای تعیین عدد دقیق باید جدول بار همان محصول بررسی شود.
۲- آیا عرشه فولادی با دهانه ۴ متر بدون شمع اجرا می شود؟
امکان اجرای دهانه ۴ متر به نوع پروفیل و ضخامت ورق بستگی دارد. برخی پروفیل های عمیق یا ورق های ضخیم می توانند چنین دهانه ای را پوشش دهند، اما ورق های متعارف ممکن است به شمع موقت یا تیر فرعی نیاز داشته باشند. تایید این دهانه فقط با جدول بار و محاسبات سازه امکان پذیر است.
۳- افزایش ضخامت ورق باعث افزایش دهانه می شود؟
در یک پروفیل یکسان، افزایش ضخامت ورق معمولا ظرفیت خمشی را بیشتر و خیز را کمتر می کند. در نتیجه، امکان افزایش دهانه وجود دارد. با این حال، مقدار افزایش باید از جدول فنی استخراج شود و نمی توان فقط بر اساس تفاوت ضخامت درباره دهانه تصمیم گرفت.
۴- آیا با شمع بندی می توان هر دهانه ای را اجرا کرد؟
خیر. شمع بندی فقط طول آزاد ورق را در مرحله ساخت کاهش می دهد و ظرفیت نهایی دال، تیرها و کل سازه همچنان باید کنترل شود. تعداد و محل شمع ها نیز نیازمند طراحی هستند و نمی توان با چند تکیه گاه نامنظم هر فاصله ای را قابل اجرا دانست.


